پیام تسلیت و برخورد با سپر دشمن
در کتاب جاذبه و دافعه استاد شهید مرتضی مطهری چنین آمده است:
"علی علیه السلام شخصیتی با دو نیروی جاذبه و دافعه بود.اسلام نیز که پیامبر را رحمه للعالمین معرفی می کند میگوید به همه رحمت داشته داشته باش و محبت کن نه این که با هر کس طبق میلش رفتار کن زیرا این نفاق است
محبت باید حقیقت داشته باشد و حقیقت محبت خیر رساندن است، چه بسا این خیر رسانی با طرد فرد و انجام عملی برخلاف علاقه وی مانند توبیخ میسر شود. در اسلام غضب هم به خاطر رحمت است مانند پدری که فرزندش را به خاطر محبت تنبیه می کند...
از سیرت علی علیه السلام می آموزیم که در هرجا عده ای از مسلمانان ابزار پیشرفت بیگانگان و پیشبرد اهداف استعماری شده اند و استعمارگران برای پیشبرد اهداف استعماری خود آنها را سپر خویش گرفتند. ابتدا باید با سپرها مبارزه کرد تا بتوان بر قلب دشمن نفوذکرد
شهید مطهری سپس به داستان نبرد امیرالمومنین با خوارج و پیچیدگی های این نبرد احتجاج می کند که حضرت قبل از نبرد با معاویه به سراغ دفع این نماز شب خوان ها و زاهدانی رفت که حق و باطل را به هم آمیخته بودند و نتیجه می گیرد که نه فقط جذبهای علی علیه السلام که دفعهای مولا هم سرمشق است."
بنی صدر یک منافق بود که به قلب جبهه انقلاب اسلامی نفوذ کرد و در مقام رییس جمهور و شخص دوم ایران، خسارتهای زیادی را به مردم و انقلاب نوپای آنها وارد کرد.
بنی صدر متهم ردیف اول سقوط خرمشهر است.
گناه میر حسین موسوی از بنی صدر بیشتر است،چرا که او با آبروی بین المللی جمهوری اسلامی ایران بازی کرد و نظام را به دروغ متهم
چرا بعضی ها که از قضا مسئول تشخیص مصلحت این نظام هستند یا مسول تنظیم و نشر آثار امام خمینی در راستای جذب حداکثری پیام تسلیت به" سپر دشمن " می دهند ؟!!!
نمی دانم پدر بنی صدر زنده است یا خیر ولی اگر این اتفاق برای پدر او رخ می داد آیا باز هم این حضرات پیام تسلیت صادر می کردند؟!!
پی نوشت:
*توی صحن امام خمینی در حرم کریمه اهل بیت- بابی انت و امی و نفسی- بنر بزرگی بالای محراب نصب کرده اند که روی آن نوشته شده ؛
خجسته میلاد باسعادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها بر همگان مبارک باد
خواستم با لحن حرم این عید را تبریک بگویم!
*چند روزی است برای اتمام پایان نامه و البته به زور تهدیدات آموزش دانشگاه و نامه اخراج و جریمه نقدی و ... قم هستم
با شما که دیگر در وبلاگهای هم کلی خاله بازی وبلاگی داشته ایم خییییییییلی حرفها برای گفتن دارم ولی حیف که...
عجالتا یک پست با عنوان خانه تکانی اجتماعیات، یک پست با موضوع خاطرات و خطرات قم و یک پست هم در مورد حاشیه نوشت های خیمه بیداری اسلامی مخصوص هم غرفه ای های عزیز بدهکارم!
اگر این مسئول آموزش دانشگاه کمی مهربان شود و گیوتین را از گردن من بردارد و ... زنده به اصفهان برگردم، همه اش را مینوستم بلکه ذهنم سبک شود و پایان نامه به تای تمت برسد؛ انشاء الله
اینجا تنها جایی است