بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

برای بعضیها حرم حضرت معصومه(س)، یک زیارتگاه بین راهی است

برای یک عده هم زیارت + جمکران

یا....

برای ما ،حرم بی پیرایه ترین و زیباترین خاطرات کودکی است

همه دلتنگی و امید دوران جوانی و دانشجویی

 برای ما حرم یعنی ...

ما در کنار صحن شما تربیت شدیم
یعنی ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
یعنی...

 زندگی

بچه که بودم  شاید حدود 4- 5 سال

وقتی با آن دمپایی های پلاستیکی کفش ملی و آن چادرگل گلی که از خواهر بزرگترم به ارث رسیده بود!! به اتفاق پدر و مادرم می رفتیم حرم

اول با خواهر و برادرم روی سنگ های صاف و یک دست حرم ، حسااابی سر می خوردیم

بعد تا سر و کله خادم ها پیدا می شد می رفتیم سراغ مرتب کردن مهرها و کتابهای قرآن و مفاتیح داخل قفسه ها

دوباره تا سر خادم ها را گول می مالیدیم با ذوق می دویدیم برای سر خوردن

دست آخر هم زیر گنبد مسجد طباطبایی می نشستیم یا از خستگی دراز می کشیدیم

همین گنبدی که کنار گنبد طلاست. با آن لوستر بزرگ و عظیم

آن موقع ها من یک معمای عجیب را زیر گنبد کشف کردم

معمایی که هر وقت می رفتیم زیر گنبد دوباره تکرر می شد.

یک جاهایی از کاشی های گنبد پوسیده بود و و نور آفتاب از این پوسیدگی ها می آمد داخل؛

"نکنه این پوسیدگی باعث بشه لوستر بیفتد توی سرمان

ولی اگه لوستر بیفته ، آن همه قندیل های شیشه ای  میریزه روی سنگ های صاف حرم  و حتما می شه یکیش را بردارم!!!"

.....

نمیدانم دقیقا کی فهمیدم  که این پوسیدگی  انعکاس نور روی کاشی های فیروزه ای زیر گنبد است!!

از شبستان امام خمینی (ره) که  به سمت ضریح بروید

زیر گنبد طباطبایی هنوز همان پوسیدگیها هست!!!

اینها را ننوشم که معمای بچگی ام را لو بدهم.

نوشتم تا هر وقت رفتید زیارت کریمه اهل بیت(سلام الله علیها) و  شما هم معمای آن پوسیدگیهای گنبد را کشف!! کردید...

به دعایی، یادی از حقیر کنید


 

دلیل همراهی همسر شهید باکری در قبال فتنه سال 88


فاطمه امیرانی همسر شهید باکری با نوشتن سوگنامهای پیرامون چهلمین روز درگذشت هاله سحابی ، دختر عزت الله سحابی از اعضای گروهک ملی - مذهبی و نهضت آزادی در ضمیمه شماره 10 هفته نامه صبح آزادی، نکات قابل تأملی را مطرح میکند که دلایل موضعگیری سیاسی وی در قبال فتنه سال 88 را مشخص می‌سازد.


فاطمه امیرانی در این سوگنامه با تأکید بر مسلمان واقعی بودن عزتالله سحابی از وی به دلیل اینکه مدتی سخنانش را به خاطر ترس از به خطر افتادن استقلال و امنیت نشنیده است عذرخواهی میکند: "نام سحابی برای دانشجویان پیش از انقلاب نام آشنایی است مبارزه‌ها و افکار ریشه گرفته از اسلام این روشن‌فکران اسلامی مارا جذب تفکر انسان‌ساز اسلام کرد...بعدها عروس خود را از فرزندان شهدا انتخاب کردید و شنیدم زینب چگونه از شما تعریف میظکرد که " من از وقتی وارد این خانواده شده‌ام، معنای مسلمانی را فهمیده‌ام." هاله خانم می‌خواستم از پدر شما به خاطر تمام تلاشی که پیش از انقلاب برای آزادیمردم ما کرده بود تشکر کنم  و هم پوزش بخواهم از این که به این آیه شریفه که" الذین یستمعون القولفیتبعون احسنه..." عمل نکردم و سخنان ایشان را بعدها نشنیدم و فکر می‌کردم ، تکثر افکار، استقلال و امنیت را به خطر می‌اندازد....نمی‌انم در آن دقیقه‌های تدفین پدر مبارزتان که به قول دوست مشترکمان، " مسلمان واقعی و

وطن دوست" بود و با تمام فشار‌ها هیچ وقت از اسلام و ایران جدا نشد به شما چه گذشت..."


البته وقتی مسلمان واقعی از نظر خانم امیرانی، عزتالله سحابی است و ایشان به واسطه تفکرات وی جذب اسلام شده است، همراهی و سکوت وی در برابر رفتارهای براندازانه سران فتنه دور از انتظار نیست


فاطمه امیرانی، در این سوگنامه در حالی از الگوپذیری خویش از این پدر هاله سحابی مینویسد که امام خمینی(ره) در پاسخ به نامه علی اکبر محتشمیپور پیرامون مشروعیت و رفتار نهضت آزادی چنین مینویسد:" "نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارد و ضرر آنها، به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل‌های جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‌های دیگر، حتی منافقین، این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است."


ذکر این نکته به خانم امیرانی و همفکرانشان لازم است که تکثر افکار، استقلال و امنیت را به خطر نمیاندازد ولی تلاش برای اجرای براندازی به شیوه جنگ نرم در فتنه سال 88 و بازی در پازل دشمن و اعلام مواضع دشمن شادکن که به خوراک بیبیسی و سایر رسانههای بیگانه تبدیل شود حتما استقلال و امنیت کشور را به خطر میاندازد که البته بسیجیانی که اسطورههایی مانند شهید باکری و شهید همت را در ولایتپذیری و جهاد الگوی خویش قرار دادهاند، به لطف خدا تمامی این خطرات را به جان میخرند و همانند شهید حسین غلام کبیری تا همجواری شهیدان همت و باکری  پیش خواهند رفت.



راز کعبه

تاریخ نویسان اشتباه می کنند

21 رمضان المبارک روز رستگاری مولاست نه عزیمت جانش.

بین پهلوی شکسته و نبض حیات علی، رازی است که فقط "کعبه" می داند. 

........................

این گفت که آمده به دنیا مولا

آن گفت که می رود علی از دنیا

پهلوی شکسته ای که دارد کعبه

پهلوی شکسته ای که دارد زهرا



شعر از میلاد عرفانپور

همدلی یا هم زبانی

بحث عبور از احمدی نژاد که از مدتها قبل توسط برخی اصولگریان حاضر در 7+8 مطرح شده بود
این بار در
 شماره 5 هفته‌نامه شهروند امروز ، با یادداشت " ربایش هواپیمای سوم تیر " در قالب یک گزارش سمبولیک مطرح شده است

این همزبانی اصحاب فتنه و بعضی اصولگرایان نشانه همدلی نیست؟

جالب نوشت:

در  شماره 4 همین هفته نامه یادداشت "پاتیل سمنو و انتخابات پیش رو" با این رویکرد که اصلاح‌طلبان کدام رویکردانتخاباتی را برمی‌گزینند؟  شرکت در انتخابات را فرصت تنفس، مجرای تعامل و معبر تغییر در چارچوب قوانین نظام دانسته و نکات جالب توجهی مطرح می‌کند که از اهداف پنهانی این گروه برای بازی زرگری با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن، پرده برمی‌دارد. نویسنده ضمن بیان اعلام آمادگی نهضت آزادی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 64 و اعتراض مخالفان به این حضور با طرح اتهام قدرت طلبی این جریان می‌نویسد:" با اعلام کاندیداتوری مهندس مهدی بازرگان در انتخابات ریاست جمهوری، نهضت آزادی متهم به زد و بند سیاسی و سازشکاری برای مشارکت در دولت شد که البته تاریخ مصرف این تحلیل‌ها تا رد صلاحیت بازرگان بود، نهضت آزادی از رقابت در انتخابات بازماند اما همان اعلام آمادگی و بهره‌گیری از فضای پیشاانتخاباتی فایده‌ای داشت و آن هم تصمیم‌گیری درباره قانون انتخابات، رفع توقیف از دفاتر آن حزب سیاسی و مذاکره درباره انتشار روزنامه حزبی‌شان بود."

 


سطح دین داری و هم دردی!!

همین قدر که در روزهای بلند تابستان حدود ۱۶ ساعت روزه ایم برای هم دردی با این جماعت همیشه گرسنه سومالیایی کافی نیست ؟!!

خب موقع افطار، با این همدردی طاقت فرسا، باید جبران کرد دیگر!!

   

           

            پرس تی وی: تاکنون بیش از ۲۹ هزار کودک سومالیایی بر اثر گرسنگی و قحطی جان باختند.

            شاخ افریقا شکسته است...

ارتباط


در فرهنگی که مادر برای پول یا تحصیل یا هزار و یک جور مشغله ی دیگر فرزندش را به مهد کودک می سپرد، فرزند هم به همان دلایل والدینش را به خانه سالمندان خواهد سپرد.

................................

پی نوشت:

به افتخار همسر قاسم هندوانه فروش سریال ستایش 


خانواده گریزی، خطر بیخ گوش همه ماست...


هفته نامه شهروند در شماره 4 ص69 پیرامون گسترش خشونت در جامعه ایران چنین می‌نویسد:

"میتوان نشانه ای از خشونت های وسیع تر دیگری در آینده در نظر گرفت که اینک جامعه آبستن ان شده است... جدایی نادر از سیمین استعاره ای است از جدایی های وسیع تر در سطح جامعه یعنی جدایی طبقات اجتماعی دولت و مردم و توده ها از یکدیگر....فرهادی در این فیلم، خانواده را به عنوان تنها تکیه گاه اجتماعی موجود، متزلزل و ناآرام نشان می‌دهد...

خانواده، دولت و نهادهای فرهنگی سنتی در بازسازی جامعه اخلاقی ناتوانند...به این دلیل که نهادهای سنتی کارویژه خاصی در جامعه جدید ندارند...مشکل از آنجا شروع شده است که برای رسیدن به جامعه ای سالم و اخلاقی به جای گسترش نهادهای مدنی که مقوم فردیت هستند از نهادهای سنتی چون خانواده مدد گرفتیم که مضمحل کننده فردیت است..." 

در شریعت ما خانواده به عنوان نهادی مقدس، پایه روابط اجتماعی و  تربیت افراد است، بنابراین تضعیف نهاد خانواده به هیچ وجه، پذیرفتنی نیست.

ناهنجاریهای اجتماعی اخیر از قبیل قتل، تجاوز، حمله با سلاح سرد و...  که اکنون به خوراک مخاطب جمع کن رسانهها تبدیل شده از یک امر غیر عادی حکایت میکند.

سالهاست مخالفین مکتب و به تعبیر امروزیها گفتمان جمهوری اسلامی با سرنیزه رسانهها و سریالهای رنگارنگ خویش به این نهاد مقدس تاختهاند.

و حالا به بهانه گسترش ناهنجاریهای اجتماعی، رسما تضعیف خانواده و تقویت نهادهای مدنی را تجویز میکنند.

تجربه ثابت کرده است ، هر وقت رسانههای اصلاح طلب با آنور آبیها یک صدا میشوند، حتماپای یک برنامهریزی در میان است(اگر چه شما، مخاطب عزیز اینطور برداشت کنید که نویسنده متوهم این سطور، هر شب خواب توطئه میبیند!!)

وقت جهاد است

.

.

.

اینکه حتی در خانواده های مذهبی، فراوان مواردی مثل طلاق را میبینیم یامشاهده می کنیم، فرزندان خانواده هم اعتقاد والدین خویش نیستند، یا اینکه حتی جوانان مجرد امروزی در صورت فراهم شدن امکانات، متمایل به زندگی مجردی جدای از پدر و مادر خویش هستند، نشانههای یک بیماری فراگیر است.

باید قبل از آنکه دشمن کار جسد نیمه جان نهاد خانواده را  تمام کند، فکری کرد.

باید در کنار خانواده بودن، نحوه با خانواده شاد بودن، با خانواده زندگی کردن و لذت بردن و اصلا آداب دینی خانواده داری برای همه ما مرور شود.

فراموش نکنیم که مفهوم خانه به عنوان مأمن آرامش بخش اعضای خانواده، اکنون دیگر تبدیل به کالای سرمایهای با رویکردی اقتصادی شده است.

همه نیاز به یادگیری داریم.

آی اهالی محترم حوزه های علمیه، دانشگاهها، شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما، دوستان ارزشی فضای نت و ... خانواده اسلامی- ایرانی بیمار است و دشمن آماده برای سوء استفاده از آن.


سطح نگاه امام

امام خمینی (ره) چه برداشتی از مخاطب عام داشتند که پس از کتاب سر الصلاة ( راز نماز )، کتاب آداب الصلاة ( آداب نماز )  را برای چنین مخاطبی می نویسند:

«پيش از اين رساله‏ اى فراهم آوردم ... و چون آن را با حال عامه تناسبى نيست در نظر گرفتم كه سطرى از آداب قلبيۀ اين معراج روحانى را در سلك تحرير درآورم»

وقتی پیشوایی، سطح نگاهش به مخاطب تا این اندازه، بالا باشد، بدیهی است که انقلابی آنگونه بی مانند رقم زند و در جنگی هشت ساله ابهت شرق و غرب را به بازی بگیرد و تازه امریکا هم هیچ غلطی نتواند بکند!!

پی نوشت:

عکس ها فقط از نظر تازگی انتخاب شدند تا با صلواتی از امام و فرزندان مرحومشان یادی کنیم؛

                           

                               مرحوم سید احمد خمینی/ عکس مبارزاتی/ نجف اشرف

 

                           

                                مرحوم سید احمد خمینی / زندان ستم شاهی

28 روز مساوی با "همیشه"


تنها طبق محاسبات خدا امکان دارد که 28 روز با همیشه‌ی تاریخ برابر باشد.

او فقط  28 روز رئیس جمهور رسمی بود و حالا برای همیشه بر قلب‌ مردم و تاریخ کشورش حکومت می‌کند.



......................

 به مناسبت سالروز دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب محمدعلی رجایی

 

شیطان در طواف کعبه!!


"شیطان هرجایی که من و شما هستیم، شیطان همان جا هم هست، در طواف کعبه هم شیطان هست. بدترین فسق ها واهانت ها گاهی اوقات در مقدس ترین مراکز انجام گرفت. در طواف حرم کعبه شریف، چه گناهانی در راه منی و عرفات، چه فسق هایی که تاریخ اینها را ثبت کرده. این شعری که ماها در مطول می خوانیم یا در مغنی به نظرم (...)، که آن عمر بن ابی ربیعه شاعر معروف عرب این شعر را گفته، این مال همین محل رمی جمار و محل اینها است دیگه.

در مسجد جمکران هم شیطان وجود دارد. نه اینکه نیست شیطان! مراقب شیطان باشید. مواظب باشید! هم شیطان به مردم آسیب نرساند، هم به خود شما آسیب نرساند. این مراقبت ها همان چیزی است که در ادبیات قرآنی و اسلامی، اسمش تقوا است."

(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار خدمتگزاران مسجد جمکران در جریان سفر به قم 1389/8/6)

امید نوشت:

*احیای شب نیمه شعبان در میدان التحریر، سیلی سنگینی بود به کسانی که این بیداری را نمی خواستند "اسلامی" ببینند. نیمه شعبان در مصر فقط سالگرد ولادت باسعادت منجی عالم بشریت نیست، بلکه سالگرد تحويل قبله از مسجد الاقصي به مسجد الحرام است.

آن مصر سکولار هم پیمان اسرائیلی که مبارک 30 سال در آن هرم بی دینی بنا کرد کجاست تا چنین شبی را ببینید که خطیب مراسم، "شيخ مظهر شاهين" فریاد می زد:"انقلاب مصر با نماز در مسجد‌الاقصي پيروز مي‌شود."

*امید نوشت با تذکر "ریگ متین" همیشه جهادی نوشته شد. نامشان در لوح مجاهدان میدان التحریر محفوظ باد.


برای روز "جوان"


رهبر انقلاب چه نوع گذران جوانی را غبطه آور می دانند؟!

 

"عزيزان من! به جوانىِ شما و گذر دوران جوانى براى شما در اين برهه، هر كسى غبطه ميخورد. اين جوانى، اينجور جوانى كردن، اينجور دوران عزيز و گرانبهاى جوانى را خرج كردن، براى هر كسى كه دوران جوانى را پشت سر گذاشته است، غبطه‌آور است.
امروز در دنيا جوانهاى همسن و سال شما در ميان چه احساساتى، چه توهماتى، چه فعاليتهائى دارند اين دوران عزيز و گرانبها را ميگذرانند؟ در پيشرفته‌ترين كشورها غبار نااميدى، افسردگى، بى‌هدفى، روى زندگى زيباى جوانى را پوشانده است؛ بسيارى از جوانان فقط هدفشان رسيدن به آرزوهاى كوچك و حقير مادى براى خودشان هست؛ و بسيارى نه فقط هدفهاى والا ندارند، بلكه اصلاً هدف ندارند و زندگى را به صورت روزمره، غرق در ماديات، غرق در شهوات زودگذر و افسرده كننده طى ميكنند؛ از آن روح متلألئ معنوى كه يك جوان مؤمن و عاشق خدمت و متوجه به مبدأ عشق و زيبائى و حقيقت برخوردار است، آنها چيزى نميفهمند. جوانىِ شما براى يك چنين انسانهائى - اگر چشم بصيرت داشته باشند - هم در خور غبطه خوردن است.
قدر اين دوران را و اين جهتگيرى را و اين روحيه را بدانيد؛ نعمت خدمتگزارى را و توان خدمتگزارى را كه خداى متعال به شما هديه كرده است، قدر بدانيد؛ خدا را شكر كنيد؛ افزايش اين گنجينه‌ى معنوى را از خدا بخواهيد. و اين را بدانيد كه هر جامعه‌اى و هر كشورى از يك چنين سرمايه‌ى عظيمى و ذى‌قيمتى برخوردار باشد، بدون هيچ ترديدى خواهد توانست به برترين قله‌هاى عزت و عظمت دست پيدا كند. و اين سرنوشت قطعىِ جامعه‌ى شما و ملت شماست. عامل آن هم، موتور محركِ آن هم، همين روحيه‌اى است كه شما داريد.
سال تحصيلى، درس را خوب بخوانيد، با تحقيق بخوانيد، قصدِ رسيدن به قله‌هاى علمى را پيدا كنيد. در دوره‌ى فراغت هم ساعات را، روز و شب را، با اين حركت زيبا و باشكوهِ خدمت به مردم غنى كنيد."

بيانات در ديدار جوانان جهادگر بسیج سازندگی 31/6/1389

 

پی نوشت:

*اسم همه پسران حسین فاطمه( روحی فداک) علی است.

 از میان علی های حسین ، او بیش از همه شبیه نبی بود.

میلادش مبارک

*  اگر حضرتشان عیدی دهند و توفیق بشود و به این عهد عمل کنیم، پروانه می شویم.



تناقضات اجتماعی!


1) دیالوگ یک خانمی در جواب به یکی مثل من!!

من آدم "سنت" گرایی نیستم، حجاب و این مسائل سنتی!!! برای شرایط امروز بی معناست.

اصلا امکانش هست توضیح بدید که جمهوری اسلامی بر چه اساسی حجاب را اجباری کرده؟!

مگر زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یا امیر المومنین(علیه السلام) این مسائل مطرح بوده؟!

2) دیالوگ همان خانم در صحبت با خواستگار

ببنید آقا رعایت "رسم و رسوم" ازدواج نشانه ادب و منزلت اجتماعی افراد و خانواده هاست!!

خودتون که می دونید دوران "سنت" هایی مثل زندگی با مادر شوهر و ... اینا دیگه به سر اومده


تعجب نوشت:

*تعجب میکنم از آقا پسرهایی که همچین موجوداتی رو برای شراکت زندگیشون انتخاب می کنند!

یعنی طرف هنوز نمیدونه اگر حجاب رو در قالب سنت تعریف کرد، پاتختی ،جهاز برون، مراسم نامزدی، زیر لفظی، مادر زن سلام ،پا گشا و ... هم در همان قالب تعریف می شوند.

نه اینکه این افراد با سنت مخالف باشند، اینها با هر چه آنها را محدود بکند مخالف هستند. مذهب، اخلاق، و در آینده شوهر!!

*ایضا تعجب می کنم از آنهایی که دوران پیامبر و اهل بیت رو مثال می زنند ولی هنوز نمی دانند که در آن شرایط لباس رومی ها رو در بازار عربها نمی فروختند و همچنین زنان عرب، لباس زنان روم رو نمی پوشیدند. برخلاف امروز که حتی سلیقه پوششی ما رو غربی ها رقم می زنند.

حالا بماند که در بازار جامعه اسلامی مان برای بانوان معتقد به حجاب، لباس مناسب یافت نمی شود!!


تناقضات رسانه‌ای!


1)دست دادن علی اکبر صالحی با  یکی از سران فتنه نتیجه می‌دهد؛ پیوند جریان انحرافی و جریان فتنه!

دست دادن غفوری فرد با یکی از سران فتنه نتیجه می‌دهد؛ جامعه اسلامی مهندسین کاملا با جریان فتنه مخالف است!

نشستن مصباحی مقدم به عنوان یکی از فعال‌ترین نمایندگان مجلس مخالف دولت، کنار همان شخص مورد نظر، از نظر رسانه ها کلا هیچ نتیجه‌ای نمی‌دهد!!!

2)رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم استان فارس  چنین بیان فرمودند:

"تا زمانیكه من زنده هستم و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای منحرف شود."

پس از آن به دلیل استفاده رهبری از واژه "منحرف"در فاصله کمی، از نحوه تیتر زدن و تحلیل تمام رسانه‌ها و روزنامه های اصولگرا، ایستادگی و مخالفت رهبری در برابر جریان انحرافی برداشت می‌شد.

اکنون که رهبری در دیدار با سپاهیان، قضایای اخیر را یک اختلاف سلیقه دانسته و نهادهای انقلابی را از سرگرم شدن به مسائل غیر مفید و بلکه مضر باز داشتند ،کمترین بازتاب رسانه‌ای از صحبت‌های رهبری را شاهدیم.


پی نوشت:

مطالعه این پست ها نیز توصیه میشود!

http://sobh.blogfa.com/post-534.aspx

http://mahdiallahkhah.blogfa.com/

 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

حاج سعید قاسمی:

"کسی حق ندارد پرونده متوسلیان را با مهر شهید مختومه اعلام کند"


پی نوشت:

*این حرف یعنی زمزمه هایی هست که برای او هم مثل باقی مفقودالاثرها سنگ مزاری بسازند و خودشان را خلاص کنند!!


رئيس جمعيت ايراني دفاع از ملت فلسطين در برنامه صداي خاطره راديو گفت‌وگو!!!


"به گزارش خبرگزاري فارس، سيده زهرا مصطفوي دختر امام خميني (ره)مدير گروه كلام و فلسفه اسلامي دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، دبيركل جمعيت زنان و دبيركل اتحاديه بين‌المللي سازمان‌هاي غيردولتي حامي ملت فلسطين و رئيس جمعيت ايراني دفاع از ملت فلسطين در برنامه "صداي خاطره راديو گفت‌وگو " به سئوالات متعددي پاسخ گفت."

تذکر به دوستان خبر نویس؛

جایگاه حقیقی بعضی افراد و شخصیتشان به قدری والا و حساس است که انتصاب بعضی سمتها به ایشان موجب تعجب_اگر نگوییم تمسخر_ خواهد شد.

وقتی قرار است پیرامون زندگی خانوادگی حضرت امام، سراغ دخترشان برویم، همین قدر که بنویسیم، مصاحبه شونده "فرزند امام خمینی (ره)" است کفایت میکند، حالا از نظر اجتماعی هم ،مدیریت ایشان بر گروه كلام و فلسفه دانشكده الهيات و معارف اسلامي مطرح شود،بد نیست‌ ولی دیگر چه ضرورتی دارد ردیف کردن عناوینی مبهم که اصلا ارتباطی با موضوع ندارد؟!

در ضمن لطفا اگر کسی میداند، توضیح بدهد؛"رئيس جمعيت ايراني دفاع از ملت فلسطين در برنامه صداي خاطره راديو گفت‌وگو " یعنی چه و این دیگر چه سمتی است؟!!

تعجب نوشت:

عجیب ترین قسمت مصاحبه، که در بهترین حالت، دیدگاه و سلیقه شخصی سوال کننده را نشان میداد؛

سئوال: قرائت قرآن توسط خانم‌ها در جمع مردها از نظر امام چه حكمي داشت؟
- مصطفوي: اشكال فقط در تحريك كنندگي است امام معتقد بودند صداي مرد و زن يكي است مگر اينكه تحريك‌كننده باشد.


هشدار آقا به سپاه: مشتعل كردن اختلاف نظرها مضر است.


علت شلاق‌هایی هم که بر پیکر تاثرناپذیر جمهوری اسلامی پی‌درپی وارد می‌کنند همین است؛ چون «ایستادیم» ما،«ایستادنِ امیدوارانه» نه ایستادن ِ ناامیدانه...

ایستادن امیدوارانه سخت است.

این روزها که روی همه چیز گرد روز مرگی پاشیده اند و  همه تابلوها انحرافی شده اند ...

ایستادن سخت است چه برسد به ایستادن امیدوارانه

دیروز که آقا از "صبر سخت تر" گفتند بند دلم پاره شد.

چه کرده ایم که صبر، سخت تر می‌شود برای حضرتشان؛

"البته به زبان هم گفتن اينها آسان است. كارى كه امام حسين (عليه السّلام) كردند، يك كار فوق‌العاده‌اى است. يعنى ابعاد آن از آنچه كه ما امروز محاسبه ميكنيم، خيلى بالاتر است. ما جوانبش را، ريزه‌كارى‌هايش را غالباً نديده ميگيريم. من يك بار در يك صحبتى، صبر امام حسين (عليه السّلام) را تشريح كردم. صبرش فقط اين نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن ياران صبر كند؛ اينها صبرِ آسان است. صبرِ سخت‌تر اين است كه ديگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگويند آقا نكنيد، اين كار غلط است، اين كار خطرناك است. هى ايجاد ترديد كنند. كى‌ها؟ افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبير، عبدالله عباس؛ اين شخصيتهاى برجسته‌ى بزرگ آن روز دنيا، آقازاده‌هاى مهم اسلام، اينها هى بگويند نكن اين كار را. هر كه باشد، اگر چنانچه آن عزم و آن اراده و آن ثبات در او نباشد، با خودش فكر ميكند كه من ديگر تكليفى ندارم، اينها كه دارند اينجورى ميگويند، دنيا هم كه دارد آنجورى حركت ميكند، بگوئيم و بگذريم. آن كه در مقابل اين اظهارات، در واقع وسوسه‌ها، ترديدافكنى‌ها، راه شرعى درست‌كردن‌ها بايستد و دلش نلرزد و قدم در اين راه بگذارد، او همان كسى است كه ميتواند اين تحول عظيم را به وجود بياورد."

آقا ابتدا تذکر دادند پیرامون ضرورت یک حرکت درونی برای خانواده سپاه ؛

"يك حركت، حركت درونى سپاه است؛ در درون خود، يعنى خود را تكامل ببخشد. يك حركت، حركت به معناى يك جزء پيش‌برنده‌ى مجموعه‌ى كل نظام و انقلاب است، يعنى تأثيرگذارى در بيرون. اين دو تا حركت به موازات هم بايد پيش برود. اگر ما از آن حركت اول غافل بوديم، در درون مجموعه‌ى سپاه و خانواده‌ى سپاه آن حركت پيشرونده و ترقى‌بخش و تعالى‌بخش را انجام نداديم، حركت دوم، يعنى تأثير سپاه در پيشبرد مجموعه‌ى انقلاب، ناكام خواهد ماند. دست و پائى هم اگر بزند، دست و پاى غلطى خواهد بود؛ چون:
ذات نايافته از هستى بخش
كى تواند كه شود هستى‌بخش "

بعد اشاره کردند به تأثیر معنوی انقلاب اسلامی بر مسلمانان جهان و بیداری اسلامی و اینکه دشمن تلاش میکند این الگو را جلوی چشم دوستان نظام تخریب کند:

"مراقب باشيم دستگاه‌هاى انقلاب سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود، كه يكى از اينها، همين مسئله‌ى اختلافات است."

اینکه رهبری در دیدار با سپاه شرایط کنونی را مانند شرایط فتنه نمیبینند و بر فروکاستن این اختلافات تاکید میکنند جای تأمل فراوان دارد:

"يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مى‌آيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفه‌ى هر كسى است كه دفاع كند. انقلابى كه نتواند در دوران فتنه، در دوران ايجاد كودتاهاى گوناگون ـ سياسى و نظامى و امثال اينها ـ از خودش دفاع كند، زنده نيست. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد. يك وقت اين است قضيه، يك وقت نه، قضيه، قضيه‌ى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد. مشتعل كردن اين اختلاف نظرها مضر است."

"يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هيچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبيين."

واقعیت این است که شعله اخبار جریان انحرافی فرصت های بسیاری را سوزاند که مقصر آن بعضی خواص و نهادهای انقلابی و رسانه های وابسته به این نهادهای انقلابی مثل فارس و مشرق و ... هستند.

این یک نقد درون گفتمانی است.

از سپاه انتظار میرود وقتی مسائلی مثل بیداری اسلامی و جهاد اقتصادی در اولویت است و بر زمین مانده پازل دشمن را تکمیل نکند.

.................

پی نوشت

* دیشب که صدا و سیما سخنان آقا را پخش کرد تصویربرداری ضعیف این دیدار بدجوری توی ذوق می زد.

* این عدم بازتاب صحبت های رهبری در سایت های خبری خیلی تامل برانگیز و عجیب است.

 

احمدی‌نژاد را پیاده به میدان نفرستیم!


بسم الله الرحمن الرحیم

سریال مختارنامه یک اثر تاریخی است و پر از عبرتهایی که گویی برای امروز ما تجویز شدهاند.

بر اثر وسوسه یک خناس متعصب، سوءظنی بی جا و بیتدبیری فرمانده سپاه مختار، کیان و یارانش، پیاده به نبرد فرستاده می شوند.

اینچنین تیرهای نامرئی "مهلب" به تراژدی ختم میشود.

نگذاریم این تراژدی، برای رئیس جمهورمان تکرار شود.

مهلبها و خناسان هنوز زندهاند!

*****

پی نوشت:

 سلام

مدتی است از گودر هجرت کرده ام اما چون دچار "اینترنت پرهیزی" شده بودم طول کشید تا به خانه مادری بازگردم. قول می دهم این خسران را جبران کنم.

دعوایم نکنید لطفا، بالاخره؛

مهلتی بایست تا خون شیر شد.........مدتی این مثنوی تاخیر شد


گودر نوشت و جبران مافات1

 

راستش جدیدا وارد عرصه مزخرف گودر شده ام!!

دوستان اعتراض داشتند به کم توجهی وبلاگی و هشدار دادند که وبلاگ داری آدابی دارد از جمله به روز رسانی منظم:

برای دوستانی که مثل من گودری نشده اند و هنوز پاکند برخی از نوشته های اونجا رو اینجا میارم تا شاید کمی این کم توجهی جبران شود:

1) کامیون ما کی دنده عقب می گیرد!

بچه که بودم دوست داشتم راننده کامیون بشوم!

همیشه فکر میکردم چطوری یک دختر بچه راننده کامیون می‌شود؟!

بعضی اتفاقها ولی بعضی تصویرها را توی دل و ذهن آدم آوار می‌کند بدتر از طوفان کاترینا
دوست عارفه دختری ظریف و خواستنی بود با خنده هایی خرگوشی و لپ هایی که از زور یک خنده یا نوازش یک دقیقه‌ای نور آفتاب عین هلو می‌شد، 18 سالش بود و طلبه سال اول حوزه. قرار بود یک نفر از دنیای زمخت و بی قواره مردانه بعد از فاطمیه عقدش کند تا آن لپ های هلویی سند بخورد به اسم همان بنده زمخت خدا !
از بانک بیرون آمد 
رفت کنار خیابان ایستاد تا سوار تاکسی شود
کامیون دنده عقب گرفت
چادرش رفت زیر چرخ کامیون
هیچ کس نفهمید چه شد که دیگر کسی نتوانست حتی به جنازه ‌اش نگاه کند؟!!

ضجه نوشت:
یک روز به دیدار شما می‌آیم
این نامه برای زنده‌ها؛ امضا

مرگ

2)تفاوت

سید شهیدان اهل قلم: کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید. تفاوتش فقط همین قدر است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا...!

پی نوشت:
کاش در شرایط بیداری اسلامی جهانی بعضیها برای رضای خدا هم که شده مراعات می کردند!!

بین فهم موضوع و پخش موضوع تفاوت است.

3) موش

اوائل دانشجویی ظهرها که برای وضو میرفتیم سرویس بهداشتی ...
همه هشدار میدادند که حواستون باشه
جدیدا چند تا آدم خدا خوب کرده پیدا شده که میان و موش ول میکنن سرویس بهراشتی خانما 
اونا هم داد و جیغ و فرار
بعد هم این فرصت طلبا کیف خانما رو خالی میکنن
اوضاع امروز خیلی شبیه اون روزا شده!!

پی نوشت
چرا هیشگی دیگه یادی از مهدی هاشمی ، فتنه، بیداری اسلامی و ... نمیکنه
نکنه کیفمون رو بزنن!!

نورنوشت:

خدا مي داند يك صلواتي را كه انسان بفرستد و براي ميتي هديه كند، چه معنويتي، چه صورتي، چه واقعيتي براي همين يك صلوات است!

آيت الله بهجت(رحمه الله علیه)

نه، این درخت پر از زخم خم نخواهد شد


کسی که کمتر در میان آدم های امروزی کسی شبیه او پیدا می شود؛

پدربزرگم

فقط برای دیدن اخبار، تلویزیون می دید و لاغیر، ختیهیچ کدام از بچه ها حق دیدن تلویزیون در حضور او نداشتند

اهل بطالت نبود و اهل بطالت را دوست نداشت

هیچ وقت از کسی درخواستی نداشت، عزتمندی همیشه برایم یک لغت قدبلند است مثل قد بلند او

سید، پدر شهید، روحانی و روضه خوان اهل بیت

سر شب می خوابید و مقید به آداب سحر 

خیرخواه و پیگیر ساخت مسجد و حمام و حسینه و ... در روستاهای اطراف شهرشان

همیشه از او حساب می بردیم

همه از او حساب می بردند

از بس اهل حساب و کتاب کار خود بود!

از آن آدم هایی که دیگر کمتر مثل آنها میبینی

حرفش حرف بود

همیشه دستش را می بوسیدیم و او سرمان را

....

حالا افتاده توی رختخواب کسالت

و نوه‌ها بی خیال اقتدارش با دمپایی مخصوصش بازی می کنند و برنامه کودک تماشا!

امسال نشد تا مثل ایام فاطمیه هر سال روضه بخواند

حالا دیگر خواب و بیداری اش را درد مشخص می کند

برای عیادت که رفتیم

 خدا می داند چقدر دوست داشتم بغلش کنم

ببوسمش و بگویم دوستش دارم

حیف...

مرده شورت را ببرند ای خجالت دست و پا گیر!!

....

مانند آفتاب دلم سخت روشن است
من خواب دیده‌ام... به‌خدا خوب می‌‌شوی

تقاضا نوشت:

یاطبیب من لا طبیب له

شما دلتان مثل آیینه است، لطفا از قرائت حمد شفاء دریغ نکنید.

 

بهشت کجاست دارا؟!

*دارا با دست‌هایی پر از شنیده و نقل قول آمد

سارا ولی دلش می‌خواست جایی برود که "لایسمعون فیها لغوا و لاتاثیما" باشد

تقصیر تو نیست دارا

ایراد از زمانه است

که عین نقل و نبات میوه ممنوعه ریخته توی دست و بالمان!!

نور نوشت:

*من بارها گفته‌ام: ظلم نكنيم. اين هم يكى از آن اساسى‌ترين كارهاست. ظلم چيز بدى و چيز خطرناكى است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توى خيابان به يكى كشيده بزند. گاهى يك كلمه‌ى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشته‌ى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد.

زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. 

(بيانات امام خامنه ای در ديدار اعضاى بسيجى‌ هيئت علمى دانشگاه‌ها)

* در جنگ فرهنگى، در جنگ سیاسى، در جنگ امنیتى، تحرک دشمن را درست نمى‌توان دید.
گاهى اوقات، دشمن کار را به گونه‌اى ترتیب مى‌دهد که حرف حقى، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‌خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟
چون مى‌خواهد پازل خودش را کامل کند.
این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعه‌اش هم همین حرف حقى است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند!
اینجا این حرف حق را نباید زد.پازل دشمن را کامل نباید کرد.در این حد هوشیارى لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار.
دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند.
این، اصل اول و یک خط قرمز است.(امام خامنه‌ای – ۳۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۶)

درس نوشت:

سی دی درس خارج آیت الله بهجت کمتر از سایر مراجع در دسترس است.

می دانید چرا ؟!

ایشان چند کلمه سخن می گویند و برای چند دقیقه طولانی سکوت می کنند، مجددا سخن می گویند و بعد دوباره مکثی طولانی دارند.

این با دقت سخن گفتن و هر چیزی را نگفتن خودش درس نیست؟!


سرت را روی شانه قرآن بگذار

در تاریخ نبوی شایعه‌ای در جامعه اسلامی دهان به دهان نقل می‌شود که به دلیل اهمیت این مسأله خداوند متعال در آیات 11 تا 20 سوره مبارکه نور به تبییین و تحلیل آن می‌پردازد.

برخی از روایات نقل می‌کند که یکی از همسران پیامبر در راه بازگشت کاروان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای قضای حاجت از کاروان فاصله می‌گیرد، در راه گردن بند وی پاره شده و برای پیدا کردن دانه های گردن بند معطل می‌شود، کاروان که گمان می‌برد، وی در کجاوه خویش است، او را جا می‌گذارد. بنابراین وقتی باز می‌گردد خود را در بیابان تنها می‌بیند. یکی از یاران پیامبر که از کاروان فاصله داشته، همسر پیامبر را می‌بیند، او را سوار بر شتر به نزد کاروان می‌برد. کاروان که همسر پیامبر را همراه با مردی دیگر می‌بیند جرقه تهمت به خرمن شایعه زده می‌شود تا آرامش و ایمان  جامعه نبوی ‌را بسوزاند. همه با تعجب، مضطرب و درگوشی از این خبر می‌گویند تا اینکه آیات 11 تا 20 سوره مبارکه نور بر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نازل می‌شود.

مهندسی برخورد خداوند با  ترویج شایعه در جامعه اسلامی در این آیات چنین بیان می‌شود:

إِنَّ الَّذِينَ جَاءُو بِالْافْكِ عُصْبَةٌ مِّنكمُ‏ْ  لَا تحَْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم  بَلْ هُوَ خَيرٌْ لَّكمُ‏ْ  لِكلُ‏ِّ امْرِىٍ مِّنهُْم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ  وَ الَّذِى تَوَلىَ‏ كِبرَْهُ مِنهُْمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ(11)

مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى (متشكّل و توطئه‏گر) از شما بودند امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! (11)

قرآن از این شایعه با عنوان "افک" تعبیر میکند؛

كلمه‏ى «افك» در لغت به معناى انصراف از حقّ به باطل است. تهمت زدن نيز نوعى پوشاندن حقّ و جلوه دادن باطل است‏. در تفسیر نور واژه افک، "تهمت عظیم" ترجمه شده است.قرآن مبین این ماجرا را خیر می‌داند و به این وسیله به جامعه اسلامی اطمینان می‌دهد که گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است در عین حال کسانی که ترویج کنندگان اصلی این شایعه هستند را به عذاب عظیم الهی هشدار می‌دهد.

لَّوْ لَا إِذْ سمَِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيرًْا وَ قَالُواْ هَاذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ(12)

چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟! (12)

هشدار اول: چرا گمان خیر نبردید؟

از این آیه به بعد توبیخ خداوند آغاز می‌شود. این آیه که با عبارت"لولا" شروع می‌شود ساختاری توبیخی دارد. جالب اینکه طبق تفاسیرخداوند در این آیات فقط اصحاب افک را توبیخ نمی‌کند بلکه هشدار آیات برای همه کسانی است که در همه زمان‌ها دست به چنین زشتی بزرگی بزنند. درعین حال خطاب این آیه به مردان و زنان باایمان است. یعنی این مشکل در جامعه مومنین رواج یافته بود.

لَّوْ لَا جَاءُو عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شهَُدَاءَ  فَإِذْ لَمْ يَأْتُواْ بِالشهَُّدَاءِ فَأُوْلَئكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ(13)

چرا چهار شاهد براى آن نياوردند؟! اكنون كه اين گواهان را نياوردند، آنان در پيشگاه خدا دروغگويانند! (13)

هشدار دوم: شایعه پردازان دروغگویانند

در آیه 4 از سوره نور خداوند چنین بیان می‌فرماید که کسانی که  زنان پاکدامن را متهم کنند و برای این اتهام چهار شاهد نیاورند نه تنها باید 80 ضربه تازیانه بخورند، بلکه شهادتشان "هرگز" پذیرفته نیست و آنها فاسقند.

اکنون در ماجرای افک خداوند با توجه دادن به همان آیه تهمت زنندگان و ترویج کنندگان شایعه را "دروغگویان" معرفی می‌کند.

وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكمُ‏ْ وَ رَحْمَتُهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ لَمَسَّكمُ‏ْ فىِ مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ(14)

و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل شما نمى‏شد، بخاطر اين گناهى كه كرديد عذاب سختى به شما مى‏رسيد! (14)

هشدار سوم: فقط به خاطر فضل و رحمت خدا، از "عذاب سخت" در امان ماندید.

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكمُ‏ْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكمُ مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَ تحَْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَ هُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ(15)

به خاطر بياوريد زمانى را كه اين شايعه را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد، و با دهان خود سخنى مى‏گفتيد كه به آن يقين نداشتيد و آن را كوچك مى‏پنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است! (15)

هشدار چهارم: کوچک نپنداشتن تهمت و ترویج شایعه چرا هو عندالله عظیم.

وَ لَوْ لَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكلََّمَ بهَِاذَا سُبْحَانَكَ هَاذَا بهُْتَانٌ عَظِيمٌ(16)

چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد: «ما حق نداريم كه به اين سخن تكلّم كنيم خداوندا منزّهى تو، اين بهتان بزرگى است»؟! (16)

هشدار پنجم: سبحانک یک جمله اعتراضیه است مبنی بر اینکه خدایا این تهمت زدن یک گناه آشکار است و من از آن تبری می‌جویم. در این آیه راهکار عملی برخورد با شایعه تبیین می‌شود. یعنی مومنین وقتی شایعه‌ای را شنیدند باید به خدا پناه برده و با اطمینان آن را رد کنند.

يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُواْ لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(17)

وَ يُبَينِ‏ُّ اللَّهُ لَكُمُ الاَْيَاتِ  وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(18)

خداوند شما را اندرز مى‏دهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد! (17)

و خداوند آيات را براى شما بيان مى‏كند، و خدا دانا و حكيم است. (18)

هشدار ششم: هرگز چنین نکنید(به ترویج شایعه در جامعه کمک نکنید) اگر می‌خواهید از جماعت اهل ایمان محسوب شوید. هشدار این آیه حجت را بر مومنین تمام می‌کند زیرا با توجه دادن به علم و حکمت واسعه الهی راه درست و نحوه رفتار مومنین در برخورد با ترویج شایعه و فضای تهمت در جامعه مشخص می‌شود. همچنین در این آیه بر تکرار نشدن این اشتباه در میان اهل ایمان تاکید می‌شود.

إِنَّ الَّذِينَ يحُِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ  وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(19)

وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ(20)

كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد! (19)

و اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختى دامانتان را مى‏گرفت)! (20)

هشدار آخر: فاحشه به معنای زشتی است و شامل هر بدی می‌شود. بنابراین کسانی که دوست داشته باشند" افک" که از اقسام فاحشه محسوب می‌شود در جامعه رواج یابد، عذاب الیم منتظرشان است. لفظ عذاب الیم عموما در مورد آخرت بیان می شود ولی در این آیه، عذاب الیم هم شامل دنیا و هم شامل آخرت است. بنابراین آنچه مومنین را از عذاب الهی ایمن می‌کند فضل و رحمت خداست.

در این چند آیه که ناظر به یک ماجرای واحد است سه بار از عبارت عذاب با تعابیر عظیم و الیم یاد می‌شود و تاکید می‌شود که اگر لطف و فضل پروردگار نبود به واسطه بزرگی جرم این عذاب شامل حالتان می‌شد.

در شرایط کنونی که امت اسلام با الگوگیری از آرمان‌های انقلاب اسلامی و اندیشه امام خمینی(ره) به درگیری همه جانبه و مردمی با دنیای استکبار، غرب و عوامل وابسته آن‌ها  مشغول است تا بیداری اسلامی و طرد استکبار در منطقه اسلامی را رقم زند و در شرایطی که دختران و زنان مسلمان در بحرین شکنجه و زندانی می‌شوند ترویج شایعه، اختلاف افکنی و بر هم زدن انسجام و وحدت درونی جامعه ایران حقیقتا به سود کیست؟!

چه کسی در این شرایط با پاشیدن بذر اختلاف و چند دستگی و ترویج شایعه ، طرد باورهای انقلاب اسلامی و استکبار ستیزی در سطح جهانی و دنیای اسلام را برداشت می‌کند؟!

مصلحت سنجی و بصیرتمان کجا رفته ؟!

*************

پی نوشت:

*شیعه تنوری مطیع است نه تندتر از مولایش حرکت میکند نه کندتر

هنوز رهبری از دولت حمایت می کنند، ما را چه شده؟! 

*استاد طاهرزاده در جلسه شنبه، سخنان فوق العاده راهگشایی داشتند هنوز فایلش آماده نشده، در اولین فرصت لینکش را میگذارم

* دوست نداشتم به این زودی ها پست قبلی به آرشیو برود ولی حیف....

خواب زمستانی مان را خراب نکن دختر

 

امروز توی تاکسی از واریز یارانه‌ها گفتند و شلوغی بانک‌ها

یعنی تو از 80 تومان پول یارانه هم بی ارزش تری؟!

استاد سر کلاس از ساختار فیلم اپیزودیک گفت و از آرکی تایپ‌ها در فیلم نامه

یعنی ارزش تو از کهن الگویی مثل انار هم کمتر است آیات

حتی اگر دانه دانه ات کرده باشند؟!

در مهمانی دیشب، همه از اخبار فرعی ‌گفتند و آدم‌های فرعی‌تر

تو حتی فرعی هم نیستی که لااقل نقل محافل شبانه باشی

پس چرا آمده‌ای اینجا

نشسته‌ای مقابل من

و زل زده‌ای به چشمانم؟!

چه خاکی به سر بریزم

که باد غیرت مردان سرزمینم را برده است؟!

اصلا تقصیر توست که از  مردان سرزمین من مردتری!

***

حالا زیر خیمه عزای ام ابیها به کدام مصیبت زار بزنم؟!

مصیبت در و پهلو یا مصیبت هتک حرمت تو

تو آیه‌ی محکم خدایی آیات

که تمام متشابهات جاهلیت عرب را به هم می‌زنی!

***

آمده‌ای اینجا، زانوهایت را بغل کرده‌ای

و برایم هتک حرمت را بخش می‌کنی که چه؟!

چه خاکی به سر بریزم

که جز اشک سلاحی ندارم

و زانوهایی که از شنیدن خبر آیه آیه شدنت دیگر رمقی برای مبارزه ندارند؟!

چه خاکی به سر بریزم

که همه مردم سرزمینم اشک نشدند تا سیل شوند بر سر آل خلیفه

تا نجاست خوک‌های آل سعود را بر گلبرگ بدنت پاک کنند.

آرام باش دختر

اینقدر زار نزن غرور از دست رفته!

خدایی نکرده خواب این جماعت پریشان می‌شود!

***

تو آیه خدایی تا حجت را بر پیشانی علمای سرزمین من استفتاءکنی

اینجا جلد قرآن را به چشم می کشند و بر له شدن آیه خدا و تکه تکه شدنش چشم می بندند

مرا ببخش

حالا وقتش نیست!

حیف که اینجا مدتهاست برف زمستان پاشیده‌اند و خواب‌های مهمی در پیش است

برو فصل بهار بیا آیات

شاید آن وقت با خط کوفی برایت تجویز کنیم:

این درد با که گویم و این غم کجا برم؟!

********

پی نوشت:

با اخبار بحرین و گرمی بازار شایعه و اضطراب نفوس مطمئنه دیگر جای نوشتن نیست

باید زار زد

باید فریاد زد

باید مرد

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود!

 


پیام تسلیت و برخورد با سپر دشمن

 در کتاب جاذبه و دافعه استاد شهید مرتضی مطهری چنین آمده است:

"علی علیه السلام شخصیتی با دو نیروی جاذبه و دافعه بود.اسلام نیز که پیامبر را رحمه للعالمین معرفی می کند میگوید به همه رحمت داشته داشته باش و محبت کن نه این که با هر کس طبق میلش رفتار کن زیرا این نفاق است

محبت باید حقیقت داشته باشد و حقیقت محبت خیر رساندن است، چه بسا این خیر رسانی با طرد فرد و انجام عملی برخلاف علاقه وی مانند توبیخ میسر شود. در اسلام غضب هم به خاطر رحمت است مانند پدری که فرزندش را به خاطر محبت تنبیه می کند...

از سیرت علی علیه السلام می آموزیم که در هرجا عده ای از مسلمانان ابزار پیشرفت بیگانگان و پیشبرد اهداف استعماری شده اند و استعمارگران برای پیشبرد اهداف استعماری خود آنها را سپر خویش گرفتند. ابتدا باید با سپرها مبارزه کرد تا بتوان بر قلب دشمن نفوذکرد

شهید مطهری سپس به داستان نبرد امیرالمومنین با خوارج و پیچیدگی های این نبرد احتجاج می کند که حضرت قبل از نبرد با معاویه به سراغ دفع این نماز شب خوان ها و زاهدانی رفت که حق و باطل را به هم آمیخته بودند و نتیجه می گیرد که نه فقط جذبهای علی علیه السلام که دفعهای مولا هم سرمشق است."

بنی صدر یک منافق بود که به قلب جبهه انقلاب اسلامی نفوذ کرد و در مقام رییس جمهور و شخص دوم ایران، خسارتهای زیادی را به مردم و انقلاب نوپای آنها وارد کرد.

بنی صدر متهم ردیف اول سقوط خرمشهر است.

گناه میر حسین موسوی از بنی صدر بیشتر است،چرا که او با آبروی بین المللی جمهوری اسلامی ایران بازی کرد و نظام را به دروغ متهم

چرا بعضی ها که از قضا مسئول تشخیص مصلحت این نظام هستند یا مسول تنظیم و نشر آثار امام خمینی در راستای جذب حداکثری پیام تسلیت به" سپر دشمن " می دهند ؟!!!

نمی دانم پدر بنی صدر زنده است یا خیر ولی اگر این اتفاق برای پدر او رخ می داد آیا باز هم این حضرات پیام تسلیت صادر می کردند؟!!

پی نوشت:

*توی صحن امام خمینی در حرم کریمه اهل بیت- بابی انت و امی و نفسی- بنر بزرگی بالای محراب  نصب کرده اند که روی آن نوشته شده ؛

خجسته میلاد باسعادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها بر همگان مبارک باد

خواستم با لحن حرم این عید را تبریک بگویم!

*چند روزی است برای اتمام پایان نامه و البته به زور تهدیدات آموزش دانشگاه و نامه اخراج و جریمه نقدی و ... قم هستم

با شما که دیگر در وبلاگهای هم کلی خاله بازی وبلاگی داشته ایم خییییییییلی حرفها برای گفتن  دارم ولی حیف که...

عجالتا یک پست با عنوان خانه تکانی اجتماعیات، یک پست با موضوع خاطرات و خطرات  قم و یک پست هم  در مورد حاشیه نوشت های خیمه بیداری اسلامی مخصوص هم غرفه ای های عزیز بدهکارم!

اگر این مسئول آموزش دانشگاه کمی مهربان شود و گیوتین را از گردن من بردارد و ... زنده به اصفهان برگردم، همه اش را مینوستم بلکه ذهنم سبک شود و پایان نامه  به تای تمت برسد؛ انشاء الله

  

 

ای روزهای خوب که در راهید...

سال نو مبارک

 ۵ فروردین:

مهمانی و خاله بازی تعطیل

باید از پتانسیل سفرهای نوروزی به اصفهان استفاده کرد.

حتی اگر زنگ تفریح باشد و غفلت عیدانه پادشاهی کند.

مومن در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد

6 فروردین:

خیلی‌ها جهادی بودند مثل دستان،خیلی ها هم جنوب

خیلی‌ها هم اصلا تو باغ نبودند!!

ولی فرشتگان خدا همه جا هستند و تعطیلات نوروزی هم ندارند!

قرار شد چادری بزنیم و بیداری سوغات بدهیم

7 فروردین:

شهرداری ما را از میدان امام(ره) انداخت بیرون

گفتند با چادر بیداری اسلامی آبروی خواهر خواندگی اصفهان جلوی خوارج(مهمان‌های خارجی) می‌رود!

8 فروردین:

آقای شاه حسینی دبیر اجرایی طرح رفت زیر سرم

میعاد ما شد یک جای خاکی پرت کنار پارکینگ

مومن در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد

داروغه های شهر دوباره آمدند گفتند:

موزه هنرهای معاصر با چادر شما از رونق افتاد!!

چرا همه اینجا جمع می‌شوند.

جمعتان می‌کنیم!

9 فروردین:

خدا ما را جمع کرده بود، نیازی به جمع‌آوری داروغه نبود

برادران لیبیایی و بحرینی یک جور غم دارند ما یک جور دیگر

خواب یا بیداری مسئله این است!

مردم جمع شدند.

بیداری اسلامی قبله شد.

حی علی خیر العمل

................................

پی‌نوشت

*شعار جهاد بیداری اسلامی:

ای روزهای خوب که در راهید...

*از فعلا بی نام ، از دستان، از ریگ متین ،از همه فرشتگان خوب خدا که حتی وقتی در اصفهان نبودند پای کار بودند ممنون

حیف که بلد نیستم از فرشته ها با چه کادویی تشکر کنم!

 

*وقتی کسی طرح به این زیبا یی را برای بحرین کار کند اخوی ش هم باید درد را به این زیبایی شعر کند!

* "ما دنبال سلاح هسته‌ای نمی‌رویم... ما دنبال آن چيزى مي‌رويم كه قدرتهاى سلطه‌گر حقيقتاً از آن بايد بترسند، و من اعتقادم اين است الان هم از همان ميترسند و آن، بيدار كردن روح حماسه و عزت اسلامى است در همه‌ى امت اسلام. ما اين كار را خواهيم كرد؛ اين را بدانند."/امام خامنه ای در رونمایی از ناوشکن جماران

*وقتی بیداری اسلامی آبروی خواهر خواندگی اصفهان را می برد!

  

پفک منو تو خوردی؟!

باسمه تعالی

*بیش از 90 درصد صحبتهای دکتر علی اکبر ولاتی در برنامه درنگ که بعد از سریال مختارنامه پخش میشود به نقش ایرانیان در گسترش اسلام و فرهنگ تشیع ارتباط داشت.

احمد توکلی در نامه سرگشادهای به رئیس جمهور از ایرانی گری دولت -که احتمالا منظورشان ایرانی گرایی دولت بوده است- انتقاد کرد!

با وجود احترامی که برای آقای توکلی قائلم، چرا وقتی دکتر ولایتی از نقش ایرانیان در گسترش اسلام و تشیع میگوید ترویج ایرانی گرایی نیست ولی وقتی احمدینژاد میگوید، میشود جبهه گیری مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلامی و نادیده گرفتن وصیت شهدا؟!!

مطمئنم اگر رئیس جمهور زوم کند روی "به قول این جماعت مکتب اسلامی" آنها باز هم در رسانههایشان تیتر میزنند و از نامهای سرگشاده خبر میدهند که وا اسلاما، رئیس دولت پا توی کفش روحانیت کرده و مدعی اسلام شناسی است و ...

چرا بعضی وقت ها اهم و مهم یادمان میرود؟!

*علی مطهری نسبت به اینکه چطور گزارش 25 بهمن به سرعت در مجلس خوانده شده و گزارش کوی دانشگاه هنوز قرائت نشده انتقاد کرد و خواستار روشن شدن موضع دولت در خصوص وقایع 25 بهمن شد!!

این یعنی نماینده مردم تهران هنوز تفاوت سرعت عمل در بیان موضع نسبت به یک مسئله با آثار ملی و یک مسئله با آثار بین المللی را نمیداند، آن هم در شرایط فعلی منطقه!

*قیام مردم منطقه علیه دیکتاتوری و تلاش برای اعمال آزادی، در هر حال به نفع جریانهای اسلامی منطقه است و حتما به پیچیده تر شدن سیاستها و نیرنگهای گرگان کروات بسته اروپایی و امریکایی منجر میشود!

کاش نمایندگان ملت مشخص میکردند که چه اقدامی در راستای انتقال تجربههای نظام جمهوری اسلامی به رهبران و مردم این خیزشها برای جلوگیری از اعمال سیاستهای استکباری غرب در راستای رسالت انقلاب اسلامی انجام داده اند؟!

آنها برای تبیین مکتب اسلامی چه کرده اند؟!

کاش لااقل توکلی یا مطهری برای مرگ مظلومانه فاطمه 16 ساله به دولت و ساکنین دغدغه مند! ساختمان سوهانک اعتراض میکردند و نامه سرگشاده مینوشتند؟!

اصل نوشت:

* این جور نق زدن و بهانه گیری مال دعوای بچههای کودکستان است یا رجال تکیه زده به صندلی نمایندگی ملت ایران!؟

*برای همه فرزندان شهدا:

رفتی که راه باز شود ، راه باز شد

اما کنار جادّه مرا هیچ کس ندید!

 

 

 

انصاف با طعم خوش بینی

باسمه تعالی

1- چند روز پیش در مورد فیلم حاتمی کیا نکاتی را نوشتم، بعدش هم در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین، ولی این، همه ی قصه نیست!

قبل ترش هم نکاتی از کتاب آقای امجد نوشتم که البته از ایشان نوشتن، خوشایند همه نبود!

دلم می خواهد حالا که در جهان اسلام یک روح خیزش عمومی برای اسلام خواهی و علیه نسخه غربی شکل گرفته، منفی بافی نکنم.

فرهادی که هیچ!

هرگز حاتمی کیا مورد تشویق بی بی سی نخواهد بود حتی اگر گزارش همه جشنهای سبز دنیا را بسازد. چون او از نسل هور و خیبر است.

خب شاید زیاد نشود به او سخت گرفت که امثال ما را نمی بیند و "جوان" یعنی همین بزک کرده های بی بخار فیلمش! احتمالا تقصیر خودمان هم هست که هر چه او از ما برید، ما طناب را شل کردیم.

اینکه بی بی سی برای فیلم او بشکن نزد، یک فرصت بزرگ است تا طناب را دوباره گره بزنیم. نیامد، به هزار کلک بیاوریمش قاطی خودمان. مطمئنا وقتی او نسل 9 دی و فرزندان امام روح الله را بیبیند، امیدش مثل امام به دبستانیهای سابق احیا می شود و این قصیده یأس و دلمردگی را خط می زند.

بچه های خیبر را که طرد کنیم با دود یا بی دود می سوزند.

ایضا در مورد آقای امجد!

عاقبت به خیری تحفه گرانی است، برای هم از روی مهر دعا کنیم.

(اگر اینها را نمی نوشتم، حتما به درگاه الهی برای این عدم خوش بینی نسبت به حاتمی کیا معذور بودم، حالا وجدانم کمتر نیشگون می گیرد!)

2- کارهای سامی یوسف را معمولا دنبال نمی کنم، ولی به احترامش بلند می شوم، ترانه اش برای مردم پاکستان و انقلاب مصر، از او یک خواننده "اسلام وطن" یا "امت وطن" ساخته، هنر قابل ستایشی که در خواننده های وطنی خودمان لاموجود است.

3-ازدواج با همه محاسن، دو فرصت بزرگ را،لااقل برای من محدود کرد: یکی خدمت به پدر و مادر، آنچنان که باید و دیگری رفتن به اردوی جهادی!

اردوی جهادی یعنی صدور انقلاب به تمامه! 

این شعر را برای همه آنهایی زمزمه میکنم که خداوند این مدال را روی شانه آنها گذاشته ( خدایا زمینه هجرت فرزندان 9 دی را به افغانستان، مصر، تونس، لیبی و دورافتاده ترین روستاهای افریقا برای صدور پیام امام روح الله و آب و جارو کردن زمینه ظهور حجتت فراهم کن) :

بگیر باز تبر را، بگیر ابراهیم/ بزن به قلب خدایان پیر، ابراهیم

برون برآی که بت ها هنوز جان دارند/ برون برآی از آتش، نمیر ابراهیم

سر مرا بکن و بی هراس گرز بساز/ فقط نمان که بگردیم اسیر، ابراهیم

ادامه دارد اگر چه نبرد ما بردیم/ نمان که تیغ،...سپر کن که تیر، ابراهیم

سرم فدای شما، راهیان فصل جهاد/ پیام آور هاجر، سفیر، ابراهیم

پی نوشت:

*خدا رحمت کند این پیرمرد صاحب دل را

*چه ذکاوت بامزه ای!(البته اگر تکذیب نشود)

  

مثل نسیم بهار

باسمه تعالی


*فانی و باقی

پیر زنی وقتی تشکیلات حضرت سلیمان را دید، گفت: سبحان الله

حضرت فرمود: این "سبحان الله" تو از ملک و جلال سلطنت من بهتر است، چون "سبحان الله" ماندنی است و این ها رفتنی! 

*خدای قدیر

  شخصی در هجده روز، کل قرآن کریم را حفظ کرد! شخص دیگری با یک بار خواندن،کل قرآن کریم را حفظ شد و کربلایی کاظم که سواد خواندن و نوشتن نداشت به خاطر رعایت تقوا در یک لحظه، کل قرآن کریم را حفظ کرد."ان الله علی کل شیء قدیر" 

*اوج بگیرید

وقتی دعایی در جمع، توسط کسی خوانده می شود، شما لازم نیست در الفاظ دعا تبعیت کنید و همراه او الفاظ را ادا کنید. شما اوج بگیرید. یک نفر خواننده است، بقیه خواهنده 

*حتی یک کار

شیطان مصمم است حتی یک کار سالم برای ما باقی نگذارد و همه را خراب کند! 

* عظمت نام حضرت زهرا( سلام الله علیها)

چطور اجازه داده اند ما اسم حضرت زهرا را بر زبان جاری کنیم؟!

به خودِ خودِ خدا اگر تمام عالم را جواهر بدهیم تا اسم ایشان را به زبان بیاوریم،کم است. 

*عصر جمعه

عصر جمعه، بهترین کار دعاست، من امتحان کرده ام، حتی مطالعه هم بی برکت است  فقط وقت دعاست و دعای سمات، تعریف امام زمان(علیه السلام ) است. 

*علم حقیقی

اتقوالله و یعلمکم الله؛ راه به دست آوردن بینش و بصیرت، تقواست 

کدام فقر؟

*آقای قاضی(رضوان الله تعالی علیه) که اگر به کوه توجه می کرد طلا می شد، بعضی اوقات، نان شب نداشت. 

*یا حاضر و یا ناظر

مرحوم آقای قاضی فرمودند در خلوت زیاد بگوئید یا حاضر و یا ناظر

زیرا حیا و ترس چه بسا جلوی پراکندگی ذهن را بگیرد و این ذکر در خلوت انسان را آماده حضور می کند. 

*اطاعت یا استنباط

اگر ما چشممان به مقام معظم رهبری باشد، تمام مشکلات کشور حل می شود. ولی حیف که "استنباط" می کنیم نظرات ایشان را!

 

زلال معرفت /بیانات استاد امجد(دامت برکاته)

........................

*پی نوشت:

صبح جمعه در جلسه ای جاح احمد سالک در مورد تغییر رویکرد بعضی خواص ساکت و اعلام انزجار آن ها گفت: 25 بهمن، آخرین فرصتی است که به تمام مسئولان و خواص برای اعلام موضع داده شده.اتمام حجت است! سی دی و فیلم های منافقین درسال گذشته را برای یکی از اعضای سابق جامعه روحانیت بردیم ، ایشان با تأسف گفت: ما همیشه بعد از سخنرانی آقا، صحبت های ایشان را تحلیل و طبق نتیجه ی تحلیل و برداشتمان عمل می کردیم؛ همین نقطه انحراف و اشتباه ما بود!

*خواندن کتاب زلال معرفت، مثل نسیم بهار بود. فکر کردم این لذت را به شما هم هدیه دهم.

 چه کنم که طبق عادت همیشه، این پست اخلاقی، طعم سیاسی گرفت!

*به سینمای ایران که امیدی نبود، داوری حسن عباسی در جشنواره فیلم فجر، از ایشان هم نا امیدمان کرد!!


جای خالی یک اسطوره   

به مجلس چهلمین روز درگذشت یک اسطوره خوش آمدید!

نلسون ماندلا مشهورترین و شاید محبوب ترین چهره سیاه جهان است که 27 سال برای مبارزه علیه آپارتاید در زندان بود.

انقلابیون ما برای تحقق انقلاب اسلامی چند سال در زندان های ساواک بودند؟!

شما در مجلس چهلمین روز درگذشت مردی شرکت کردهاید که به جرم محبت علی و آل او 45 سال از عمرش را در زندان به سر برد.

حالا که در شادی سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران و انقلاب الله اکبر مردم مصر و تونس به سر می بریم، مبادا از یاد او غفلت کنیم.

او مدافع امام روح الله در سرزمین ابو جهل و ابو لهب بود.

مردی که در مزرعهاش، مسجد شيعيان مدینه را بنا کرد تا در شب های غربت مدینه صداي «اشهد ان علياً ولي الله» بغض شود و فریاد

طبق روایات دینی مان مجالست با علما،حضور بر سر قبور آنان و شرکت در مراسم یاد و نامشان نزد خداوند ارزشمند و مأجور است.

در آبادی ما جایی را سراغ نداشتم که برای این اسطوره مجلس یادی برقرار باشد، گفتم در این خراب آباد، یادی از مردی کنم که به دست زهرای اطهر جان دوباره گرفت تاشاید اسم همه ما را در سایه نام بلندش بنویسند یا لااقل از نورانیت عشقش به امیرالمومنین بهره مند شویم.


آیت الله شیخ محمد علی العمری شخصیت اول شیعیان مدینه منوره، روز دوشنبه 4 بهمن ماه، همزمان با اربعین حسینی در سن 100 سالگی درگذشت.

او شاگرد مراجع بزرگی چون آيت‌الله العظمى نائيني و آيت‌الله سيدابوالحسن اصفهاني بود.

به جرم انتشار اعلامیه ای در دفاع از حقوق شیعیان عربستان توسط وهابیون دولت سعودي به زندان افتاد و چندين بار حكم اعدامش صادر شد اما هر بار كساني كه حكم را صادر كرده بودند مشكلاتي برايشان پیش آمد و دچار بلا شدند.

علامه العمري از اعدامش چنین می گوید: «همه چيز دست به دست هم داد تا من را اعدام كنند.پس از چندماه زنداني شدن سرانجام روز اعدام فرا رسيد؛ من را در ملأ عام و مقابل هزاران شيعه و برخي عاملان حكومت به پاي چوبه دار بردند و طناب را به گردنم انداختند؛ به حضرت زهرا (س) توسل كرده و زير لب با خودم گفتم: يا حضرت زهرا من فقط براي دفاع از شما و آبروي شما به پاي چوبه دار آمده‌ام. ياري‌ام كن! وقتي طناب دار را كشيدند پس از حدود 30 ثانيه طناب پاره شد و من بيهوش شدم و ديگر چيزي از آن لحظه هم بياد نمي‌آورم و وقتي به هوش آمدم 35 روز گذشته بود و در يكي از بيمارستان‌هاي مدينه بستري بودم و فهميدم نجات يافته‌ام»

در ملکوت الهی بعد زمان و مکان بیمعناست. پس ممکن است که مجلس مجازی هم مقبول افتد، انشاءالله!

به یاد علامه العمری صلوات و فاتحه ای نثار کنیم.

 

پی نوشت:

*من آدم کند ذهنی هستم چه کسی می تواند مرا در فهم 27 نه، 45 سال زندان یاری کند؟!

*کاش علامه العمری بود و روزهای عزت جهان عرب را می دید!

*به قول مردم تونس: الشعب یرید تحریر فلسطین

* میدانم هنوز 40 روز نشده، این پیش دستی هم یادآوری است هم هشدار برای فراموش نکردن ایشان. 

بیراهه در جبهه خودی

باسمه تعالی

به تازگی باشگاه خبرنگاران جوان به خیال خودش شاخ غول را شکسته و اقدام به انتشار تصاویری از دختر یکی از فتنه گران در مجامع عمومی نموده است.

حقیقتا ما برای اثبات حقانیت خود و نقص دشمن منافق محتاج چنین پرده دری هایی هستیم!

مگر شما به دیانت این جماعت امیدی داشتید که حالا از اولادشان انتظار دین داری داشته باشید؟!

مگر دختران ابراهیم یزدی نهضت آزادی بی حجاب نیستند؟ مگر یکی از دختران ایشان علی رغم نظر فقها مبنی بر حرام بودن ازدواج دختر شیعه مسلمان با غیر مسلمان با یک جوان مسیحی صرب تبار ازداج نکرد؟!

مگر آن آقازاده شهره آفاق لندن نشین که بیت المال ما را حراج کرد و الان در ویلایش در لندن درس می خواند! طبق احکام دین  محارب محسوب نمی شود؟!

فرزاندن مسئولینی که خارج درس می خوانند اوضاع بهتری دارند؟!

این جماعت معنی احکام دین را می فهمند؟!

کدام حکم در اسلام اولی تر از تبعیت از ولایت که پدر خوانده و عالیجناب ایشان هنوز هم در نماز جمعه رهبرمان شرکت نمی کند؟!

فأین تذهبون؟!

حجاب دختر میر حسین را پای میر حسین نمی نویسند ولی آدمی که تابعینش همجنس بازان و لیدی گاگا و گوگوش باشند اگر دخترش غیر از این می بود جای تعجب داشت؟!

حسن نزیه از نیروهای جبهه ملی، نهضت آزادی و از اعضای دولت موقت در مصاحبه ای در سال 57 چنین می گوید:

"احکام اسلام نه همه اش قابل اجراست و نه مفید. من خود گاهی به دلیل زیاد بودن گرفتاریهایم نماز نمی خوانم"

جلال الدین فارسی در نامه ای پاسخ ایشان را چنین می دهد:

"آقای نزیه در فلان سال در فلان زندان، من و شما در یک بند به مدت 16 روز زندانی بودیم آنجا که شما گرفتاری نداشتید ولی یکبار هم نماز نخواندید؟!"

 همین آقای معتقد به دیانت که احکام اسلام را غیر مفید و غیر قابل اجرا می داند در مدت حضورش در دولت موقت، نه تنها با مستشاران امریکایی در ارتباط بود که حقوق آنها را هم پرداخت می کرد!

به دلیل عقبه فکری مشترک و گفتمان یکسان، رفتارهای این جماعت کپی یکدیگر است.چه حسن نزیه 57 و چه میر حسین 89

 آنها از یک آبشخور تغذیه می شوند.

از کوزه همان برون تراود که در اوست

پی نوشت:

*جنگی که هست در این باره به نکته قابل تأملی اشاره کرده است.

*... بعضی ها از دور می درخشند! /نزدیک که می شوی/ یک تکه شیشه ی شکسته بیشتر نیستند!/ که باید لگدی بهش زد / تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری راخیره نکنند!

*وقتی دلم برایت تنگ می شود/ می آیم لب اروند/ و با آبی که تنت را در خود حل کرده است، وضو می گیرم/ و میگذارم اشک هایم با تنت یکی شود(مجموعه شعر می آیم لب اروند، لیلا عباسعلی زاده)


 

در سایه هیاهوی جنینی مرده

باسمه تعالی


*تصور ما از فعالیت سیاسی چیست؟!

همایش، سخنرانی، تهیه بولتن، راه پیمایی، مثل تشکل های دانشجویی بیانیه نویسی و ...

اطلاعیه های آمادگی کنکور کارشناسی ارشد، در یکی از انجمن های علمی دانشگاه اصفهان، توزیع و همان جا از متقاضیان ثبت نام می شد، در مورد محل برگزاری کلاسها چنین نوشته بود: خمینی شهر ،دفتر حزب اعتمادملی!

یکی از مدارس راهنمایی غیر انتفاعی اصفهان هنگام مصاحبه از دانش آموز پرسیده بودند: ایرادهای احمدی نژاد چیست؟!

معلم مهد کودکی، قرآن با طعم اصلاح طلبی یاد می داد و در دهه فجر از قصه نقش مرحوم منتظری و آقای هاشمی در پیروزی انقلاب می گفت!

صرفا جهت اطلاع حضرات ساده لوحی که فتنه بعدی را مشائیسم می دانند. این جریان بدون عقبه فکری و اندیشه ای فقط یک موج شکسته است که عرض خود می برد و زحمت ما می دارد!

ما در هیاهوی تولد جنین مرده مشائیسم و غرور فتح 9 دی، بزرگ شدن،راه رفتن و تغییر صورت طفل اصلاح طلبی را نمی بینیم!

رمل و استطرلاب اخبار جادویمان کرده و مثل پیش گوها، به دنبال حدس زدن فتنه بعدی هستیم در حالیکه دشمن در سایه مشغولیت ما به نازل ترین اخبار، ذهن آینده سازان جامعه را از مهد کودک تا دانشگاه فتح می کند!

چه کسی باور می کند، عبدالله نوری، کرباسچی، محمد قوچانی و ... در خانه نشسته و  در خدمت خانواده باشند؟!

میدان دار فتنه بعدی نسلی است که ما از آن غفلت کرده ایم!


*در پست قبلی یکی از داستانکها، اشاره ای به قصد بازگشت سید محمد خاتمی داشت؛ ذکر آن مطلب از باب اشاره به قصه ای کودکانه و استفاده از کهن الگوی ذهنی مشترک آن قصه برای انتقال این مفهوم بود؛ که بازگشت ایشان از روی توبه نیست بلکه به جهت تغییر تاکتیک است!

خدایی نکرده، قصد توهینی در کار نبوده و اگر دوستان چنین برداشتی داشتند، استغفار می کنم و طلب حلالیت دارم.

 

پی نوشت:

*چراغها خاموش بود، نشستم، نمی دانستم مداح چه روضه ای میخواند، دختر بچه ای آرام پرسید:مامان تازیانه یعنی چی؟

*یک سال دیگر هم زیر خیمه امام حسین(علیه السلام) سینه زدن و مویه کردن به شمارش معکوس خود نزدیک می شود.

*دقیقا زیر پرچم  عزای امام حسین می نشست. می گفت: بی قراری این پرچم در باد، ملکوت خدا را به هم می ریزد، می گفت: قرار من و این پرچم ، روز محشر است، این پرچم حضورم را در مجالس ذکر مصائب ثارالله شهادت میدهد!

*اين پيامك يكي از دوستانم ممكن است شما را بخنداند يا باعث آه كشيدن شما شود يا...:

امروز توي اصفهان مي گشتم، خبري از ۱۲بهمن نبود، فأين تذهبون؟!