برای بعضیها حرم حضرت معصومه(س)، یک زیارتگاه بین راهی است
برای یک عده هم زیارت + جمکران یا.... برای ما ،حرم بی پیرایه ترین و زیباترین خاطرات کودکی است همه دلتنگی و امید دوران جوانی و دانشجویی برای ما حرم یعنی ... ما در کنار صحن شما تربیت شدیم زندگی
یعنی ما با تو در پناه تو آرام میشویم
یعنی...
بچه که بودم شاید حدود 4- 5 سال
وقتی با آن دمپایی های پلاستیکی کفش ملی و آن چادرگل گلی که از خواهر بزرگترم به ارث رسیده بود!! به اتفاق پدر و مادرم می رفتیم حرم
اول با خواهر و برادرم روی سنگ های صاف و یک دست حرم ، حسااابی سر می خوردیم
بعد تا سر و کله خادم ها پیدا می شد می رفتیم سراغ مرتب کردن مهرها و کتابهای قرآن و مفاتیح داخل قفسه ها
دوباره تا سر خادم ها را گول می مالیدیم با ذوق می دویدیم برای سر خوردن
دست آخر هم زیر گنبد مسجد طباطبایی می نشستیم یا از خستگی دراز می کشیدیم
همین گنبدی که کنار گنبد طلاست. با آن لوستر بزرگ و عظیم
آن موقع ها من یک معمای عجیب را زیر گنبد کشف کردم
معمایی که هر وقت می رفتیم زیر گنبد دوباره تکرر می شد.
یک جاهایی از کاشی های گنبد پوسیده بود و و نور آفتاب از این پوسیدگی ها می آمد داخل؛
"نکنه این پوسیدگی باعث بشه لوستر بیفتد توی سرمان
ولی اگه لوستر بیفته ، آن همه قندیل های شیشه ای میریزه روی سنگ های صاف حرم و حتما می شه یکیش را بردارم!!!"
.....
نمیدانم دقیقا کی فهمیدم که این پوسیدگی انعکاس نور روی کاشی های فیروزه ای زیر گنبد است!!

از شبستان امام خمینی (ره) که به سمت ضریح بروید
زیر گنبد طباطبایی هنوز همان پوسیدگیها هست!!!
اینها را ننوشم که معمای بچگی ام را لو بدهم.
نوشتم تا هر وقت رفتید زیارت کریمه اهل بیت(سلام الله علیها) و شما هم معمای آن پوسیدگیهای گنبد را کشف!! کردید...
به دعایی، یادی از حقیر کنید
